غفار (اسم الله)

از دانشنامه‌ی اسلامی

اسم هشتاد و هشتم: الغفار

اسم غفار از صفات خداوند متعال در قرآن به صورت معرفه و نکره پنج بار آمده است چنان که مى فرماید:

«وَ إِنِّى لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالحاً ثُمَّ اهْتَدى». (طه/۸۲)

«من آمرزنده کسى هستم که توبه کند و ایمان بیاورد وعمل صالح انجام دهد».

و نیز مى فرماید:

«فَقُلتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ انَّهُ كانَ غَفّاراً». (نوح/۱۰)

نوح مى گوید به قوم خود) گفتم از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، او آمرزنده گناهان است».

و در سه مورد دیگر این اسم با اسم «عزیز» همراه آمده است چنان که مى فرماید:

«رَبُّ السَّماواتِ وَ الأَرضِ وَما بَيْنَهُما العَزيزُ الغَفّار». (ص/۶۶)

«پروردگار آسمانها و زمین و آنچه که در میان آنها قرار دارد که توانا وآمرزنده است».

و نیزمى فرماید:

«...كُلٌّ يَجْرى لأَجَل مُسَمّىً أَلا هُوَ العَزِيزُ الغَفّار». (زمر/۵)

«هر یک از این اجرام سماوى تا زمان معینى در حرکتند، آگاه باش که او قدرتمند و بخشنده است».

و درجاى دیگر مى فرماید:

«...وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى العَزيزِ الغَفّار». (غافر/۴۲)

«من شما را به سوى خداى توانا و آمرزنده دعوت مى کنم».

شاید علت این که غفار همراه عزیز آمده است این است که بخشایندگى او به خاطر عجز و ناتوانى نیست بلکه او در عین قدرت مى بخشد، و این خود کمال است.

نمایش این اسم در زندگى بشر این است که در مواردى که مصلحت ایجاب مى کند در عین قدرت از تقصیر دیگران درگذریم، و در برخى از روایات آمده است از صفات کمال، عفو و گذشت در عین قدرت است.

منبع

منشور جاوید، جعفر سبحانی، صفحه ۳۰۴ و ۳۰۵، پایگاه اطلاع رسانی آیت الله سبحانی.

اسماء الله در قرآن
تعداد:۱۳۵
الف اله، اَحَد، اوّل، آخِر، اعلى، اکرم، اعلم، ارحم الراحمین، احکم الحاکمین، احسن الخالقین، اهل التقوی، اهل‌ المغفرة، اقرب، ابقى، اسرع الحاسبین.
ب بارى، باطن، بدیع، بَرّ، بصیر.
ت توّاب.
ج جبّار، جامع.
ح حکیم، حلیم، حیّ، حق، حمید، حسیب، حفیظ، حفى.
خ خبیر، خالق، خلاق، خیر، خیرالماکرین، خیرالرازقین، خیرالفاصلین، خیرالحاکمین، خیرالفاتحین، خیرالغافرین، خیرالوارثین، خیرالراحمین، خیرالمنزلین.
ذ ذوالعرش، ذوالطول، ذوانتقام، ذوالفضل العظیم، ذوالرحمة، ذوالقوة، ذوالجلال و الاکرام، ذوالمعارج.
ر رحمان، رحیم، رؤوف، رب، رفیع الدرجات، رزاق، رقیب.
س سمیع، سلام، سریع الحساب، سریع العقاب.
ش شهید، شاکر، شکور، شدید العذاب، شدید العقاب، شدید المحال.
ص صمد.
ظ ظاهر.
ع عالِمُ غيبِ السماواتِ و الأرضِ، علیم، عزیز، عفوّ، على، عظیم، علام‌الغیوب، عالم الغیب و الشهادة.
غ غافرالذنب،غالب، غفار، غفور، غنى.
ف فالق الاصباح، فالق الحب و النوى، فاطر، فتّاح.
ق قوى، قدوس، قیوم، قاهر، قهار، قریب، قادر، قدیر، قابل‌التوب، القائم على کل نفس.
ک کبیر، کریم، کافی.
ل لطیف.
م مؤمن، مهیمن، متکبر، مصوِّر، مجید، مجیب، مبین، مولی، محیط، مقیت، متعال، محیى، متین، مقتدر، مستعان، مبدى، مالک الملک.
ن نصیر ، نور.
و وهاب، واحد، ولی، والی، واسع، وکیل، ودود.
ه هادی.